راه

توی راه یه بقعه

توی راهی که میرن به سمت یه دل

چه شکسته اش چه پر ثباتش

توی آواز پرنده ها

توی نگاه ماه شب ها به ما

چه هلالی چه قرص کامل

چه در نان

چه توی معنی اصلی آب

توی همه چی

آشنایی است که پراکنده است

یک آشنایی لایتناهی

من امشب پر فتوحم

درهای ذهنم گشاده و

دیگر خبری نیست

از تردید ها

یه جای دور

یه جور نور می درخشه

میرم تا بفهمم مسافت چیست

اوایل فکر می کردم

مسافت وقتی خود نمایی می کند

که پا خسته می شود

شاید هم وقتی پیغامی

 از دوردست ها دریافت می شود

یا یک شعر خوانده می شود

چنگ تاریخ روزگار

چه پر فتوح! چه ظفرمند!

وقتی چنین شعرایی را به خود دیده است.

یه جای دور

یه جای نور

خیلی خبرهاست…

بستگان ساسان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *