شعری از ادموند والر

شعری از ادموند والر(شاعر انگلیسی)
Edmund Waller
****
سال های پیری
***
درياها در سکوتند، وقتي بادها دست از سرشان بر مي دارند
بس آراميم ما، آنگاه كه دیگر عشق وجود ندارد
از اين رو چه بيهوده بود،
وقتی كه به خود مي باليديم
به خاطر چيز هاي فاني که مطمئنا(certainly) از بين مي روند

آه ای ابرهاي مهر و محبت، پنهان کنید
چشمان عهد جوانی ما را
که آن تهي بودن پيري را فاش مي دارند

كلبه ي تاريك كالبدمان، خرد و نابود شده است،
بگذار تا در نور جديدي كه زمان بر ما می تاباند
از میان شکاف های کالبدمان
با تجربه ضعف ها، قوي تر شویم، این گونه است که مردان زيركتر مي شوند
همانطور كه آرام به آرام به خانه ي ابدي خود مي روند
اینان خانه پيري را ترك مي كنند، لختی هر دو جهان را يكباره مي بينند
و سرانجام خود را در آستانه ي خانه اي جديد در می یابند!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *