حسرت مهر ۱۳, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی سرزده آمد و آشفته بود. خبری که ان روز به او داده بودند، نشان می داد که یکی بعد از دیگری کسانی که ادامه مطلب
لحن مهر ۱۳, ۱۴۰۳مهر ۱۳, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی بی پروایی در پرداختن به مسائل غیر روزمره، به مرور زمان خود را در قالب سردرگمی در تحلیل روندهای زندگی ناشی می دهد. ادامه مطلب
کنج مهر ۱۳, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی سر ظهر به او سر زد، تنها مانده بود و دیگر خبر از سایه ها می گرفت. از وقتی خاطراتش را آن سوی ادامه مطلب
غروب مهر ۱۲, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی بی غمی و بی فکری، درد کمی نیست. باشد. همین که بخزی یک گوشه ای و راحت نفسی بکشی کافیست. نمی شود خواست. ادامه مطلب
نشسته مهر ۱۲, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی دیر یا زود نصحیت نشسته را مبلعد فیلم می شود نخورده و ندیده نگاتیو به دست می دود نمی خزد می دود همواره ادامه مطلب