حالات معنوی

بررسی زندگی می تواند نشان دهد که برای بعضی چیزها وقت بیشتری باید گذاشت تا بتوان توقع داشت. در افق زندگی ما می توان مسائلی را در نظر گرفت که پیش از این به آنها توجه نداشته ایم. منظور حالات معنوی است. این مساله  مهم است که وقتی از مسائل روزمره به سادگی عبور می کنیم و در آنها تفکر نمی کنیم به مرور زمان، بعضی حالات معنوی کمتر به سراغ آدم می آیند و بدین ترتیب باید برای دستیابی به آنها بیشتر تفکر کرد. تفکر است که می تواند حالت های معنوی را در ذهن ایجاد کند. تفکر در مورد علت حوادث زندگی، همواره منجر به حال معنوی نمی شود. باید در این تفکر از مشورت نیز بهره گرفت.  نمی توان بعضی مسائل را که روی روح انسان تاثیر می گذارند به کنار گذاشت و توقع داشت تا بعضی حالات معنوی به سراغ انسان بیاید. حوادثی که در زندگی به وجود می آیند، ممکن است با عدم توجه ما حتی به بخشی از زندگی روزانه ما تبدیل شوند. بهره جستن از مشورت می تواند یک مساله را که به صورت معمول و روال در آمده است، برای ما دوباره به صورت یک مشکل نشان دهد. ان وقت باید در مورد این مشکل فکر کرد.

همچنین توانایی ما برای بهره بردن از یک حال معنوی، به میزان  تلاش ما برای دستیابی به آن حال بستگی دارد. و البته که چو کشش نبود چه سود کوشیدن. بنابراین انسان می تواند توکل کند و به رمز و راز های جدیدی در مورد هستی برسد. این که می توان با تفکر در مورد هستی اطراف ما که این چنین می درخشد، به یک حال معنوی دست یافت. لازمه حال معنوی، تکرار آن است. تکرار فعل نیک است که به انسان، احساس دست یابی به سرانجامی مطمئن را می دهد. چیزی که آرزوی هر کس می تواند باشد. برای این که بتوان بر اینرسی و سکون اولیه غلبه کرد باید ابتتدا تفکر در مورد جهان اطراف را برای خود در نظر گرفت و برای آن وقتی گذاشت. جهان اطراف پر از نشانه هایی هستند که ما را به راه های معنوی و حالت های معنوی راهنمایی می کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *