غروب عرفه

غروب عرفه

توی یک قلعه…توی درون خود خودم…یا شاید هم بیرون از آن نزدیک یک آتش صحرایی…افقی که سرخ فام است و غروب را تهینت می گوید. چشمانی باز و آتشین… لب هایی که دعا از آنها پرواز می کند. شمع امشب در برابر پروانه خود را نمی بازد و اینک و اینجا و اکنون…تو را می خوانم به نام های گوناگونت. صعود از نام های شریف تو زیباست.و البته که به همین سپاس گفتن اکتفا می کنیم.

امام باقر عليه ‏السلام فرمود: درباره خلق خدا سخن گوئيد و راجع به خدا سخن نگوئيد زيرا سخن راجع به خدا جز سرگردانى براى گوينده زياد نكند. و در روايت ديگرى از حريز است درباره هر چيزى سخن گوئيد ولى راجع به ذات خدا سخن نگوئيد.

اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۱۲۳ رواية:۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *