پارسونز

پارسونز در پی یک رشته ارتباط و اتصال میان رشته های متعدد علوم اجتناعی است و سعی دارد به وحدتی در عین کثرت این رشته ها برسد.(معید فر، ۱۳۷۷) وی معتقد است : “با دفاع از استقلال هر یک از علوم انسانی باید به شیوه ای منظم رشته هایی که انها را به یکدیگر متحد می کند، کشف کرد. این امر تحقق نمی یابد مگر آنکه برای همه علوم انسانی مخرج مشترکی بپذیریم. این مخرج همان نظریه عمومی کنش است که پارسونز پیشنهاد می کند. “(روشه ۱۳۷۶، ص ۹۳(

مفهوم دورکیم درباره ارزشهای متعالی و برداشت او از فرهنگ به مثابه کنشی که با میانجی گری نمادها صورت می گیرد(symbolically mediated interaction)در آثار اولیه تالکوت پارسونز، به ویژه در “ساخت کنش اجتماعی”(۱۹۳۷) گسترش یافت. پارسونز نظریه ای ارائه کرد که آن را نظریه ارائه گرایانه کنش نامید، به طوری  که در آن اصل کنش با درونی سازی ارزش های فرهنگی و  تاکید بر عنصر کنش در ایجاد نظم اجتماعی پیوند نزدیکی دارد. مساله انسجام اجتماعی با تکیه بر هسته ای از ارزش ها و هنجارهای مشترکی حل شد که به واسطه ی عامل های اجحتماعی به عنوان امر مشروع پذیرفته می شود. (سوینج وود، ۱۳۸۰)

در بحث از معانی، تنها ذهنیت کنشگر مهم نیست، بلکه وضعیت نیز مهم است؛ چون کنشگر مجموعه نشانه ها را از محیط دریافت می کند و به آن پاسخ می دهد و بر مبناي این دریافت واقعیت را می سازد. دو چیز کنش را احاطه کرده است: ۱٫ شرایط مادي و محیطی امثال آب و هوا، وضعیت فنون و امثال آن. این مجموعه شرایط محیطی مهم است، ولی شیء ممتاز در محیط همان کنشگران دیگرند که کنشگر به آنها پاسخ می دهد. کنشگر می تواند فرد یا جمع باشد. ۲٫ شرایط فرهنگی نمادي. کنش با معنا است؛ لاجرم باید در پوشش نمادي صورت بگیرد. این شرایط نمادي اهداف، وسائل، اولویتها، حدود کنش و صور تهاي کنش را تعیین می کند.(شفق، ۱۳۸۹)

دغدغۀ اصلی پارسونز مسئلۀ نظم و نحوة برقراري آن در جامعه بوده است. در بحث نظم بر انگیزه ها و معیارهاي فرهنگی تأکید کرده است. روي یگانگی انگیزه هاي  در مسئلۀ نظم  بر عمل کنندگان با معیارهاي فرهنگی که نظام کنش را یگانگی می بخشد متمرکز می شود.(میلز، ۱۳۸۱، ص ۴۲)

مفهوم نظام به عنوان ابزاری تحلیلی در تشریح واقعیت. مبین توازی انتزاعی نظام های فیزیکی، زیستی ، روانی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. از این نگره نظام اجتماعی معرف شبکه تعاملات  افرادی است که طبق  آن دو یا چند کنشگر با یکدیگر  ارتباط یافته ، یکدیگر را متاثر کرده و حتی الامکان  جمعی عمل می کنند. به عبارت دیگر “نظام اجتماعی مرکب از کنشگران کثیری است که با یکدیگر در وضعیتی با ابعاد تمایلاتشان را وفق انگیزه بیشینه سازی لذت جهت می دهد و روابط آنها با وضعیت که شامل دیگران نیز هست در نظامی از ساخت های فرهنگی و ارزش های مشترک صورت می گیرد.

شرايط نظام

مهمترین شرایط نظام از نظر پارسونز به این قرار است:

  • ساخت دار: باید نظام و اجزاي آن، آرایش سازمانی و مؤلفه هاي نسبتاً پایدار داشته باشد ؛ مثلاً هنجارها و متغیرهاي ساختی پارسونز این فواید را دارد.
  • کارکرد: باید برخی از نیازهاي نخستین نظام برآورده شود؛ مثلاً با تغییرات محیطی خود را تطبیق دهد.
  • فرایند خود سیستم و درون سیستم: یعنی تغییرات و تطورات منظم داشته باشد . البته مفهوم نظام کنش مصداق واقعی ندارد و یک امر انتزاعی و تحلیلی است.(شفق، ۱۳۸۹)

منابع:

روشه گی.(۱۳۷۶) جامعه شناسی پارسونز. ترجمه عبدالحسین نیک گهر. موسسه فرهنگی انتشارات تبیان.

سوینج وود، آلن(۱۳۸۰) تحلیل فرهنگی و نظریه سیستمها؛ مفهوم فرهنگ مشترک: از دورکیم تا پارسونز مترجم: محمد رضایی.  ارغنون ۱۳۸۰ شماره ۱۸

شفق، غلامرضا.(۱۳۸۹). نقد و بررسی پیش فرض ها و زمینه های اجتماعی نظریه “کنش اجتماعی” تالکوت پارسونز. معرفت فرهنگی اجتماعی. سال دوم شماره اول زمستان ۱۳۸۹، صص ۱۵۳-۱۸۴

محمدی اصل، عباس.(۱۳۸۷). جامعه شناسی تالکوت پارسونز. نشر علم. ص ۴۴

معید فر سعید (۱۳۷۷).  کتاب ماه علوم اجتماعی فرودین و اردیبهشت ۱۳۷۷٫

میلز سی رایت ،(۱۳۸۱). نقدي بر جامعه شناسی امریکایی(بینش جامعه شناختی) ترجمه دکتر عبدالمعبود انصاري.شرکت سهامی انتشار. ص ۲۴

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *