جان ليلي
استقبال از بهار
SPRING’S WELCOME
by: John Lyly (1553-1606)
That bird so sings, yet so does wail?
O ’tis the ravish’d nightingale.
Jug, jug, jug, jug, tereu! she cries,
And still her woes at midnight rise.
Brave prick-song! Who is’t now we hear?
None but the lark so shrill and clear;
Now at heaven’s gate she claps her wings,
The morn not waking till she sings.
Hark, hark, with what a pretty throat
Poor robin redbreast tunes his note!
Hark how the jolly cuckoos sing
Cuckoo! to welcome in the spring!
Cuckoo! to welcome in the spring!
استقبال از بهار
آن پرنده را بنگر که چه خوش نغمه می خواند، لیک چه شده که ناله می کند
آه، گویی اين بلبل مسحور شده است.
مویه می کند، فریاد می زند آری ناله می کند،
و این چنین اندوهش، پريشاني را در نيمه شب بیدار می کند
این است نغمه غمناک بلبل و لیک اين دیگری كيست كه كنون سرودش را مي شنويم؟
کسی نيست جز چكاوك با صفير آشكارش؛
کنون است که در دروازه هاي بهشت، بال هايش را به هم مي زند،
صبحدم بيدار نخواهد شد تا وقتي او مي خواند.
نجوا كن، نجوا كن ، با الحان خوشت
سينه سرخ بينوا نیز ، نواي خود را همساز مي كند!
بگوش باش که چگونه فاخته سرخوش مي خواند
كوكو! نوبهاران خوش آمد
كوكو! نوبهاران خوش آمد