خروس آبان ۲۸, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی سمت و سو صبر و بی آرامشی نمی تواند نداند که چای و استکان از یک قبیله اند یک بعد از ظهر مرده ادامه مطلب
قرص ماه و قرص نان آبان ۲۳, ۱۴۰۳آبان ۲۳, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی بی رواجی و بی مقداری چیزی نیست که بشود آرام بگذارد کالبد نیامده بیرون را از طغیان درون، نمی خواهد و نمی خواهد ادامه مطلب
سپیدی آبان ۱۹, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی دیده به روشنی کلمه ای می نگرد که معنایش اندوه سهمگین و سیاه را از دل می برد آینده در اینه به سوی ادامه مطلب
سهمگین آبان ۱۶, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی قیچ می بیند یا سهمگین تقصیر خودش است تفسیر بلد نیست باب روز نیست در پشتی را هم بسته اند نمی تواند نخواند ادامه مطلب
آتشفشان آبان ۱۱, ۱۴۰۳آبان ۱۶, ۱۴۰۳مهزیار کاظمی فوران غم و بی هستی نشستن و نظاره کردن آتشفشان درون مدتی است که نمی خوابد وقتی دانه دانه غم هایت را مرغی ادامه مطلب