آشنایی دور نیست.
آشنایی غربیه نیست
درست که هر غریبه آشنا نیست
ولی با مقدمات هر شعر از یک بی نشان
می تواند آشناتر از حتی خود شاعر باشد.
آینده برای بعضی همیشه بسیار نزدیک است که
آشنایی ها را طبقه بندی می کنند
برایشان رجز می خوانند
می خراشند
لطافت دریای معنی ها را
واژگان را ترتیب می دهند
حتی وزن می دهد
با اینئ حال چیزی در ذهن من و تو باقی نمی ماند
می مانند با برخوردهای خودشان
در جلوی آینه، آینده را زمزمه می کنند
ولی فرصت کمک کردن در آینده دور را به کسی نمی دهند.
خراشیدگی زخم ها
روی صورت اندیشه ها می ماند
وقتی شتابزدگی غران در اتوبان تصمیم می تازد.
مهزیار کاظمی موحد