فن آوری های انضباطی

منظور فوکو از جامعه انضباطی، نه تحقق یک برنامه برای جامعه انضباطی، بل که پارکندگی و اشاعه مکانیزم های انضباطی در سراسر بدنه اجتماعی است- یعنی فرآیندی که از طریق آن. انضباط قاعده عمومی تسلط را ایجاد می کند. اشاعه مکانیزم های گوناگون در سراسر بدنه اجتماعی مترادف با صورت بندی و تشکیل جامعه انضباطی است. فوکو این مکانیزم را با ترس اقتصادی را در غرب مرتبط می کند. از نظر او ترس اقتصادی غربی مرتبط با کلید توسعه  سیاسی مخصوصا مرتبط با اراده جمعیت ها بوده است، به عبارت دیگر پراکندگی و اشاعه و بسط تکنیک های انضباطی عده زیادی از انسان ها را کارآمد و بدین ترتیب انباشت سرمایه را تسریع نمود.(ابراهیمی، ۱۳۸۲)

در همه جوامع بدن آلت دست قدرت بوده است. با این حال ، با ظهور فن آوری های انضباطی، مقیاس و ابژه و سنخ قدرتی که بربدن اعمال می شد. سطح و تراز متفاوتی پیدا کرد. به جای کلیت بدن، تک تک حرکات ، ظواهر  و توانایی های بدن آلت دست قدرت شد. به صرفه بودن،  بهره وری و انسجام منظم انجام می گرفت تا نظارت بی وقفه ای بر فرآیند های فعالیت حاصل آید. از رهگذر چنین روش هایی بود که بدن آدمی، و اجزا و رفتارهای آن ، آلت دست کالبد شناسی سیاسی جزییت و آلت دست انضباط شد. انضباط فن قدرتی است که رویه هایی برای تادیب یا رام کردن بدن ها (چه فردی چه جمعی) فراهم می کند. ابزارهایی که قدرت انضباطی به واسطه ی آنها همه چیز را در چنبره ی خویش می گیرد.(اسمارت، ۱۳۸۵، ص ۱۱۲)

ابراهیمی، شهروز. (۱۳۸۲).  مقایسه دیدگاه های فوکو و وبر در زمینه سیاسی : قدرت ف انضباط، اخلاق. گفتمان بهار ۱۳۸۲٫ شماره۷

اسمارت، بری.(۱۳۸۵). میشل فوکو. ترجمه جو افشانی، چاووشیان..نشر اختران. ص ۱۱۲

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *