مقدمه(۳): شورش و دلشکستگی

  1. یکی از موضوعات حساس در یک جامعه، مساله دلشکستگی است. اگر عقل،نتواند فکری به حال دلشکستگی یک جامعه  بکند چگونه می تواند راه خود را به آینده بیابد. چگونه می تواند امکانات برجسته آینده را پیش روی ما قرار دهد. چگونه می تواند ما را امیدوار سازد. دلشکستگی به مفهومی رایج در عصر ما و در جامعه ما تبدیل شده است. انسان دل شکسته افق ها را در آینده نمی بینید، از خود غمگین است و بیش از هر چیز از روش برخورد روزگار با خودش ناراحت است
  2. اما دل شکستگی می تواند نتیجه مسائل دیگری هم باشد. صرف امکانات زیاد و بعد انتخاب های اشتباه در زندگی. گاهی اوقات دلشکستگی بخشی هم ریشه در عقاید خود فرد دارد. فرد با عقاید خاص و عجیب و غریب خودش، خودش، دل خودش را می شکند.
  3. در یک شورش، کمک به دیگری به عنوان راه حل به میان می آید. و به نظر می رسد که این مساله راه حلی یکتا است. اگر قرار باشد در یک جامعه دل شکستگی قانونی برای همه و روالی برای همه پسندیده شود، آن وقت دیگر زندگی در آن جامعه برای کسی امکان پذیر نمی باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *