یادداشت

یک هنرمند می تواند یادداشت های عمیق و مفصلی را در مورد جهان در ذهن خود انباشته باشد. بر اساس این یادداشت ها است که هر گاه پرسش از معنای جهان و زندگی برای او پیش می آید، او این یادداشت های را دور هم جمع می کند و به یک جمع بندی می رسد. نتیجه زد و خورد آراء مختلف در ذهن یک هنرمند یک اثر هنری “بدیع” است.

وقتی به ذهن هنرمند خوب توجه می کنیم در می یابیم که شاید اولین(شاید هم آخرین) چیزی که ذهن ما را روشن می کند این است که هنرمند اصیل به شدت با اشیا درگیر  می شود. ان قدر که در نهایت به این نتیجه می رسد که حداقل، آنها در جهان هستند. وجود اشیا اطراف هنرمند برای هنرمند غنیمت است.شاعر یا نقاش این نقاش را با ذهن خود به هم وصل می کند. کار اصلی  از این جا شروع می شود که نحوه برداشت شاعر یا نقاش یا معمار از ارتباط اشیا با هم متفاوت می شود. چگونه می شود که یک نقاش بر اساس یک سبک نقاشی، اشیا را به گونه ای دیگر می بیند و به گونه ای دیگر نقاشی می کند. خیال شاعر او را جلو می برد. همچنین زیرکی شاعر یا نقاش در نحوه ی دیدن شی و نسبت این اشیا با خودش و عاطفه اش می باشد. برای دستیابی به زیرکی و فراست لازم، شاعر باید تلاشی مضاعف برای شناخت “تاریخ نگاه ها به اشیا”  را داشته باشد. این چنین است که مثلا  نقاش در دل شب تمرین می کند تا در یابد فضا باید چگونه منعکس شود و مرتب به نقاشی های دیگر نیز می اندیشد.

اما دوستدار هنر مثلا نقاشی در چه حالی است، به عقیده وینترمن:

دوستدار بیچاره هنر در آزمایشگاه زیبایی شناسی گیر افتاده است. او نتوانسته خود را از حائل پیش فرض ها رها کند چیزی که او یافته است تنها عینیت های نقاشی و عدم تمرکز خود اوست.دوست داشتن نیز به زمان احتیاج دارد. (وینترمن، ۱۳۸۲)

اگر مثل من با موزه ها مشکل دارید، شاید تنها راه نفوذ به زندگی غریب تصاویر این باشد که شما هم خود را همچون هنر معاصر بیرون بریزید و ذهن خود را خالی کنید تا این که در اثر چیزی بیابید. چیزی که برگردید  و دوباره و دوباره به آن نگاه کنید، تا حدی که برای خرید آن اثر مشتاق شوید. بی شک اگر این فرآیند را شروع کنید، حاضر می شود برای خرید آن اثر به از خودگذشتگی های بزرگ دست بزنید. بی شک اگر عشق تصاویر هنری در شما حادث شود، به خرید آثار هنری مبادرت خواهید کرد. هم زمان و هم پول را می توان بالاخره به دست آورد. کسانی که معتقدند خرید آثار هنری نخبه سالاری است، شاید آن در انصاف داشته باشند که زمانی را که مقابل تلویزیون یا در فروشگاه می گذرانند، را هم محاسبه کنند و هزینه های تجیزات ماهواره و کامپیوتر های شخصی خود را هم به حساب بیاورند.(وینترمن، ۱۳۸۲)

وینترمن، جانت(۱۳۸۲). تماشای اثر هنری.  ترجمه تینا حمید. ییناب دی ۱۳۸۲ شماره ۳ و ۴

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *