زیست جهان

هوسرل اصطلاح زیست جهان ( The life-world) را نخستین بار در دست نوشته هایش در ۱۹۱۷ به کار برد اما تا زمان انتشار “بحران” در ۱۹۳۶ بحث وسیعی از معنای پدیده شناختی آن عرضه نکرد. چنانکه “بحران” نشان می دهد زیست جهان بسیار پیچیده و مبهم است . عام ترین برداشت از زیست جهان آن را به عنوان جهان تجربه روزمره، جهان انضمامی، جهان واقعی معرفی می نماید. علاوه بر این، زیست جهان جهان مشترک یعنی جهانی است که سوژه های دیگر در آن به سر می برند. این مفهوم عام زیست جهان به عنوان جهان تجربه روزمره به معنای جهان سوبژکتیو است که سوژه در آن زندگی می کند و دیگران را که به عنوان سوژه تشخیص داده میشوند نیز در بر می گیرد. به علاوه این برداشت از زیست جهان، این مفهوم ضمنی را با خود دارد که زیست جهان وابسته به جهان فرهنگی نیز است. جهانی سرشار از معناست اما معنایی که قرابت و بیواسطه گی اش مسلم انگاشته می شود. به وضوح چنین جهان فرهنگی یک جهان نسبی است که در آن افرادی با فرهنگ مشترک زندگی می کنند.(سیاووشی، ۱۳۹۵)

در کتاب نظریه کنش ارتباطی، بسیاری از این مضمون ها به گونه ای متفاوت طرح می شوند. در این اثر هابرماس آن چه را “زیست جهان” می نامد توضیح می دهد. به نظر می رسد که این مفهوم تا اندازه ای نظیر مفهوم زبانی و پیش تاملی یا تجربه بلاواسطه ی هوسرل، و تا اندازه ای نظیر مفهوم زبانی و مشخص تر “صورت زندگی” ویتگنشتاین است. این مطلب با یکپارچگی اجتماعی ارتباط آشکار دارد،  و یکپارچگی نظام با اصطلاحات پارسونزی  روشن تری به ذهن خطور می کند. از زاویه زیست جهان، مدرنیت فرایندی است که از طریق آن عرصه های مختلف زندگی ما  بر توافق عقلامی و متقابل خرد ارتباطی استوار می شود نه بر سنت. برای کسانی که با نظریه انتقادی  آدورنو  و مارکوزه  آشنایی بیشتری دارند، مفهوم “عقانی کردن زیست جهان” حامل معنای پیروزی عقلانیت ابزاری است اما از نظر هابرماس قضیه بر عکس است.

زیست جهان به مثابه یکی از عناصر کلیدی “کنش ارتباطی” وسیله ای است که از طریق آن کنش ارتباطی در سه جهان طبیعت، جامعه و خود تحقق می یابد. زیست جهان در سطح ارتباط اجتماعی بین فردی یا چند فردی با کارگیری گفتار-کنشها در روند کنش ارتباطی مورد بحث قرار می گیرد. در مواردی زیست جهان به عنوان پس زمینه (background) دانش به کار رفته است. گاهی هم این اصطلاح به مثابه دیدگاهی درباره ی آنچه که باید باشد، در مقابل مباحث هستی شناختی(ontology) استفاده می شود.(شفیعی،۱۳۸۴)

 یکی از بهترین  ایده های هابرماس ” کنش ارتباطی” است که در آن کنشگران در جامعه با مباحثه استدلالی، توافق و همکاری به دنبال دستیابی به فهم مشترک و کنش های تفاهمی هستند درحالی که در کنش استراتژیک کنشگران صرفاً به دنبال اهداف خود هستند .(هابرماس، ۱۹۸۴، ص ۸۶)

هابرماس عمدتاً به ارتباط میان شخصی که درون زیست جهان روی می دهد و باز، آزاد و بدون هیچ فشاری است، می پردازد. (ریتزر، ۱۳۸۹، ص۲۲۳) زیست جهان به حوزه ای از رفتار اشاره دارد که در آن هماهنگی میان کنشگران و نظم و قاعده از طریق باورها و ارزش های مشترک حاصل می شود. زیست جهان نه تنها مستلزم معانی مشترک که نیازمند راهبرد هایی برای هماهنگ کردن منابع و کنترل نیروهای اجتماعی و طبیعی است. در حالی که در زیست جهان رویکرد کنش به سمت کنش متقابل است، در سطح نظام  بر کنترل ابزاری و کارامدی تأکید می شود .(سیدمن۱۳۹۰، ص ۱۷۶)

هابرماس قویاً معتقد است که زیست جهان و نظام می توانند در غنای همدیگر مفید باشند و نظام از زیست جهان به عنوان منبعی غنی در تصمیمات مهم سیاسی، اقتصادی و حقوقی استفاده کند. به نظر هابرماس، هرچند زیست جهان و نظام از ریشه های مشترکی روییده اند، اما پیوند آنها از یکدیگر جدا شده است. با جدایی این دو از هم، نظام امکان استعمار زیست جهان را می یابد و در واقع این گونه به نظر می رسد که رشد و تفکیک فزاینده نظام مانع از رسیدن کنشگران در زیست جهان به کنش های تفاهمی و کاهش ظرفیت ارتباطی نیل به تفاهم و تهدید استعداد و ظرفیت واقعی با اعمال کنترل خارجی بر فرایندهای درون زیست، می شود.(بیانی و دیگران، ۱۳۹۴)

منابع:

Habermas, J. (1984), Reason and the Rationalization of Society, Volume 1 of The Theory of Communicative Action, English translated by Thomas McCarthy. Boston: Beacon Press originally published in German in (1981).

بیانی، فرهاد. گلابی، فاطمه .پروین ، علیپور.(۱۳۹۴)  ” زیست جهان یا نظام” یا زیست جهان و نظام )بررسی تلفیق در اندیشه یورگن هابرماس( راهبرد سال بیست و چهارم زمستان شماره ۷۷

ریتزر، جرج(۱۳۸۹) ، مبانی نظریه جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی پرست، تهران: ثالث.

سیدمن، استیون (۱۳۹۰).کشاکش آرا در جامعه شناسی، ترجمه هادی جلیلی، تهران: نی.

سیاووشی لیلا  (۱۳۹۵). طرح علم زیست جهان در اندیشه متأخر هوسرل  پژوهش های فلسفی بهار و تابستان ۱۳۹۵ ویژه نامه پدیدارشناسی

همچنین رجوع کنید به:

شفیعی، محمود.(۱۳۸۴).نظریه کنش ارتباطی (جهان زیست و سیستم) و نقد اجتماعی –سیاسی. دوفصلنامه دانش سیاسی. شماره دوم – پاییز و زمستان ۱۳۸۴٫

کرایب، یان.(۱۳۸۵). نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه عباس مخبر. نشر آگه. ص ۳۰۸

بیانی، فرهاد. گلابی، فاطمه. علیپور، پروین(۱۳۹۴).زیست جهان یا نظام، زیست جهان و نظام(بررسی تلفیق در اندیشه یورگن هابرماس) راهبرد سال بیست و چهارم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۷۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *