همراه با اورلیوس

آغاز:

صبحدم چون بی اشتیاق از خواب بر می خیزی، چنین اندیشه کن : بر می خیزم که چون انسان عمل کنم پس چرا ناخشنودم اگر بر آنم چنان کنم که از برایش وجود دارد و از برایش بدین جهان آورده شده ام؟ یا برای خوابیدن در جامه ی خواب و خود را گرم کردن ساخته شده ام؟ ،  اما این دلپذیر تر است. آیا هستی تو از برای کسب لذت است، نه به هیچ روی . از برای کار و تلاش؟ (اورلیوس، ۱۳۸۶، ص ۵۵)

تلاش برای بهبود شخصی اشاره به مجموعه ای از ابتکارات شخصی دارد که افراد به قصد ایجاد بهبود زندگی شخصی یا وضعیت ذهنی-احساسی خود انجام می دهند. آنها احساس بودن در این جهان را برای خود مطبوع تر می سازند. احساسی که الزاما با ثروت و شهرت به دست نمی آید. احساسی که با تمرین نیکی کردن به دست می آید.

چون نیکی کرده باشی و کسی نیکی دیده باشد، چرا چون نادانان در پی چیز دیگر چون نیکنامی یا جبران آن هستی؟ (اورلیوس، ۱۳۸۶، ص ۹۶)

 و البته باید این نکته را باید در نظر داشت:

مایه خنده است که کسی از بدی خویش نگریزد که به راستی شاید، اما از بدی دیگران  بگریزد که نشاید(اورلیوس، ۱۳۸۶، ص ۹۶)

اما این بهبود در احساس بودن، را نه فقط کسانی جست و جو می کنند که در معرض برخی از درد و رنج های احساسی هستند. بلکه همه کسانی را که به  تعالی می اندیشند باید در نظر آورد. با این حال، باید از این مساله نیز یاد نمود که :

هر چه هستم اندکی گوشت و نَفَس و اندیشه است.(اورلیوس، ۱۳۸۶، ص۲۳)

این نکته ایست که ما را از سرگشتگی نجات می دهد:

کتاب هایتان را به دور افکنید. بیشتر از این خود را سرگشته مکنید. این را دستوری نیست، گویی مردن در کارتان نیست. (اورلیوس، ۱۳۸۶، ص۲۳)

شخص چگونه یک طرح بهبود خود را برای خود آغاز می کند؟ فکر می کنید به چه چیزی نیاز است؟ این طرح بهبود تا شروع اولین علایم برای چه مدت طول می کشد؟ و فکر می کنید کی تمام شود؟ این سوالات را فقط خود شما می توانید پاسخ دهید. ببینید، خود بهبودی یک ماموریت است، ماموریتی است بی انتها…یک سفر است، سفری بی انتها و البته هیچ نقشه راهی که خاص هم باشد برای دستیابی به موفقیت “نامحدود” در این راه وجود ندارد. هر چه هست همه این ها در زمانی محدود و زندگی محدودی رخ می دهد.

اگر مقرر بُوَد که سه هزار سال یا ده هزار برابر آن نیز زندگی کنی ، باز به یاد دار که کس جز زندگی کنونی خود دیگر نخواهد زیست و جزء زندگی کنونی خود را از دست نخواهد داد. (اورلیوس ، ۱۳۸۶، ص ۲۷)

اکنون روان خویش را به چه کار مشغول می دارم؟ همواره باید از خود بپرسم ” در این بخش خود که اصل فرماندهیش می خوانند ، چه دارم؟ و اکنون روان که را دارم ؟ روان کودکی ، یا روان  جوانی ، یا روان ستمکاری ، یا روان دامی یا روان ددی.” (اورلیوس، ۱۳۸۶، ص ۶۰)

منبع: اورلیوس. مارکوس.(۱۳۸۶) .تاملات. ترجمه مهدی باقی و شیرین محتاریان. نشر نی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *