امروز هم می تواند…

دیروز که صرفا گلی بود در باغی، …در روستایی دور

می وزید بادهای زمان های بکر

بر صورتش

و این گونه، گونه های وحشی اش

تازه می شد از نصحیت هایی از جنس سادگی و لطافت نمدها

رسته از خاک ، رستگار بود با نیایش باران

.

.

.

البته که امروز هم می تواند…که بماند

که دوام بیاورد

در ژرفای شهر تیرآهن های سرد و خشن

در گرداب افکار گنگ ناشی از مفاهیم ساده

ترافیک،نداری، بیکاری، آلاینده ها

اگر همهمه های دور از خِرَد بگذارند.

.

.

.

نیاز به دیدگاهی تازه درباره آفتاب دارد

که چه جور نیرو بگیرد

و نیز بودجه امید روزانه

و نیز مصالحه با سایر گل ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *