انار

فرخنده باد ریزش باران عاطفه روی سقف خانه تو…و این چمن های وارسته که کنار خانه تو سرود آزادگی تو را می خوانند…این گونه طبیعت آزادگی تو را جشن می گیرد…البته که جایی دیگر هم باران می بارد…آری باران می وزد بر انارهای باغ…این گونه است که به جست و جوی آزادگی در آثار هنری می روم…البته فقط در فکرم…آری یاد فضل تو می افتم…می روم توی این فکر که تشعشعات نعمت در اطراف خانه تو که هیچ بلکه همه جا، همه جهان را فرا گرفته است…آری ای انسان آزاده تو را می جویم. می خواهم تو را ببنیم در خانه ات یا لا اقل بر سر مزارت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *