توصیف…

 

مقدمه:

هایدگر  در بحث های خود در مورد علم مدرن هم چون بحث هایی که درباره تکنولوژی  داشت، از ما میheidegger خواست که به گوهر مدرن بیاندیشیم. این گوهر نیز باید از خود علم،  و از هر تعریف  واحدی از علم جدا باشد. هایدگر نشان می داد  که اصرار به تعریف علم، پیش از  این که در مورد گوهر علم اندیشه باشیم، نادرست خواهد بود.  هیچ تعریفی  از علم نمی تواند کار دانشمند  را روشن کند یا توضیح دهد، و پرسش اصلی چنان مساله ای نیست که پاسخ خود را در پیکر یک تعریف  ذات باورانه از علم، بل  هم چون کوششی فلسفی در تحلیل دانایی انسانی است که می پرسیم”گوهر علم چیست؟” چه چیزی شکل علم را از انواع فعالیت های دیگر که در تلاش کسب دانایی هستند، متفاوت می کند؟(احمدی، ۱۳۸۴، صص۴۰۷-۴۰۸)

به محض این که می گویید متصل به پدیده ای هستید و سعی می کنید آن را بشناسید، وارد علم معمولی شده اید. به محض این که فاصله می گیرد با انفصال خود با پدیده ای حرف می زنید و آن را توصیف می کنید. توصیفی انفصالی دارید، آن گاه وارد فلسفه شده اید.

۲-برای این که منفعل نباشید، نیاز است غرور را کنار بگذارید و در حالت توصیفِ منفصل باشید

۳-یک پدیده متن است. باید آن را خواند. ما منفصل می شویم از پیش فرض ها… اما آیا منفصل شده ایم از مکانیسم خواندن… شاید در خلسه شاید در نوعی همدلی همه چیز گرد هم آید و معنای متن بدست آید…

۳- انفصال فرصت خلاقیت است.

۴-راز فروبسته هر متن سخت، با نوعی فروتنی در برابر آن و انس با آن گشوده می شود، آری انفصال ، یاریگر این فرآیند است. در انفصال فرق خود را متن می فهمیم.

منابع:

احمدی، بابک. (۱۳۸۴).هایدگر و تاریخ هستی. نشر مرکز.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *