روشنی شعر

فرخنده و فرهمند به سراغ روشنی شعر های شاعران معاصر می رویم. چه هر که در این بزم بررسی می شود، بهره ای از روشنی هم دارد. اشعاری که بخشی از تاریخ معاصرند و باید مسائل مربوط به آنها بررسی شود. ببینیم در ادامه چطور می توان گوشه هایی از تلاش این شاعران را برای تقرب به هستی نشان داد. آن جا که هستی می خندد. پرده های پنجره اتاق اندیشه شاعران را کنار می زند و تلاش می کند تا چشم اندازهای تازه ای از جهان را به او نشان دهد. تحمید پروردگار … شکر زندگی…کوتاه آمدن و بخشش….گذران زندگی به طرزی طبیعی و آگاهی به این که این مساله در رگ های هر شاکر جاری است…جلوه های طبیعت. بعد می بینم گویا افق هایی هست که هنوز هم نشناخته ام…چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید…

سخن از شعر است. آن هم آوای روحانی و متعالی که می تواند تا واپسین روزهای زندگی آدمی پویا باشد و هرگاه مجالی به دست آورد. در اندیشه و جان این مخلوق  آفرینشگر  ارزشی بر انگیزد تا عالی تین احساسات  و عواطف و اثر بخش ترین هیجان های درونی برای تلطیف  وح و تغییر و تحول در زندگی پدید آید  به هر حال انچه انگیزه ی شاعر  را از قوه به فعل در می آورد وجود زیبایی و هنر و پیام در شعر است. (قوام و مرادقلی، ۱۳۹۵)

منبع:

قوام ابوالقاسم. مراد قلی سهیلا.(۱۳۹۵) بازتاب “عواطف انسانی” در اشعار فریدون مشیری. پژوهشنامه ابد غنایی دانشگاه سیستان بلوچستان. سال چهاردهم. شماره بیست و ششم بهار و تابستان ۱۳۹۵ (صص ۱۸۲-۱۹۳)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *