عبرت، اعتماد، انقطاع(Edited)

آنکه عبرت می گیرد اعتماد می سازد. انقطاع خود را با گذشته به صراحت برای بقیه اعلام می دارد.در مدرنیته سرمایه اجتماعی اعتماد، بالا می رود. در صورتی که فکری برای اعتماد نشود شکست سنگین در سرمایه اجتماعی پیش از همه عناصر رخ می دهد. مثل افتضاح اجتماعی در ایران دهه ۳۰ که در چهارچوب اصلاحات ارضی ابتدا دامن روستا نشین را گرفت. بعد در شهر ها این مساله رخ داد و این فشار اجتماعی هنوز هم پس از ۶۰ ۷۰ سال روی همه شهروندان ایرانی حس می شود.

حل مسائل زمین داری و تحویل مالکیت بزرگ در  دوران قبل از نظام پهلوی ، همواره مطرح بوده است.

از سال ۱۳۲۰ به بعد، محمد رضا پهلوی تحت فشار افکار عمومی کوشید زمین های سلطنتی را تحت عنوان تقسیم املاک سلطنتی فروخته و آنها را به نقدینه تبدیل نماید. وی زیر فشار مخالفت های ملی، مجبور شد  زمین های سلطنتی را که توسط پدرش غصب شده بود به دولت واگذار کند. محمد رضا پهلوی در یکی از نوشتار های خود در زمینه ی تقسیم املاک سلطنتی چنین می نویسد:  “در سال ۱۹۴۱ با واگذاری اراضی مزروعی خود به دولت ، به اقدامی دست زدم که انتظار زیادی از آن داشتم. بی  تردید این اقدام، انقلاب کوچکی را موجب می شد که ساختار جامعه روستایی را تغییر می داد. ولی چون دولت در ان زمان ترجیح می داد دست به ترکیب آن جامعه نزد، ناچار این زمین ها را از دولت پس گرفتم و میان کشاورزان تقسیم کردم. “(شاهوردی، ۱۳۷۵)

همچنین:

محمد رضا پهلوی یکی از عوامل کاهش نفوذ خود را فئودال ها می دانست که تقریبا حکومت های محلی برای خود ایجاد کرده بودند. لذا برای کاهش قدرت این فئودال ها بود که اصول اصلاحات ارضی را به اجرا گذاشت تا از این طریق راه را برای بسط دستگاه دیوان سالاری دولتی خود در سطح روستاها هموار نماید. در همین ارتباط دکتر ارسنجانی طی یک مصاحبه با خبرنگاران جراید در سال ۱۳۴۰ اعلام می دارد: ما بر آنیم تا نظام فئودالی را از بین ببریم. زیرا نمی خواهیم مملکت به صورت فئودالی باقی بماند.(شاهوردی، ۱۳۷۵)

منبع

شهرام شاهوردی (۱۳۷۵). زمینه های سیاسی – اجتماعی اصلاحات ارضی در ایران . فصلنامه ۱۵ خرداد ۱۳۷۵ شماره ۲۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *