پوئن به پوئن

روز به روز

پر عاطفه می شود

دلت و چشم هایت

در این روزگار

سرگردانی روی موج زندگی

آن قدر ها هم بد نیست!

آخر… کشتی نشین آتیه که باشی

می فهمی که هر طلوع

روی عرشه دلتنگی

یک والیبال دلچسب خِرَد چه می چسبد

(شاید بهتر از یک پینگ پنگ دل)

به همین روزمره دلخوش می شوی

مثلا گل چینی را سریعتر می سازی

یا تضمین بعدی را در جایی امضا می کنی

همین روزمره را نیک می فهمی…حس می کنی

به گزارش بازی زندگی:

دریافت هر سرویس از

از یک صاحب آبشار سخن تازه و حکیمانه

مایه بهروزی است

آبشاری که پشت آن غاری است

نهفته در آن اشعه های عقل سلیم

آری این گونه می رود که روزگار

پوئن به پوئن

به تو مشت زنی را یاد دهد

در درگیری با تاریخ نیامده ی یک آینده

…بشناسی خودت را!

مهزیار کاظمی موحد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *