کسوت

شاید ستاره های دور آن قدر هم داغ نباشند

داغتر از خبر روییدن رزی جدید

در جهانی تاریک

فکر می کنم

می بینیم برای بعضی

آه، دیگر

بالا نمی رود

در گلو هم نمی ماند

خوب که صداهای دوردست را می شنوم

با لطف یک قلب ساکن درک می کنم که

نوشته های هر روز سیاره ای که در آن

“کسوت” مدفون است

مملو است از اندوهی که از بس که عمیق است

گویی دیرینه هم هست

این گونه است که لحظه ها بیشتر از زوال یک دنیا طول می کشند

باز من فکر می کنم

با همه این اندوه ها

معنا برای ما از هم نمی پاشد…

مهزیار کاظمی موحد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *