تعریف شرکت های کوچک و متوسط

در تعریفی کیفی از این نوع بنگاه ها، یعنی بنگاه های کوچک و متوسط  می توان  این نکته را بیان نمود که یک شرکت کوچک و متوسط دارای حداقل  دو ویژگی از چهار مشخصه مدیریت مستقل شرکت به روش شخصی، تامین سرمایه  توسط مدیر یا مالک، حوزه عملکردها عمدتا محلی، کوچک بودن اندازه نسبی شرکت مورد نظر در مقایسه شرکت های کوچک و متوسط ویژگی های خاص خود را دارند که بر طریقه عملکردشان موثر بوده و تعیین کننده مشغله ها و نگرانی های آن هاست. این ویژگی ها شامل تنوع ، مقیباس کوچک، شخصیت، استقلال و همچنین عدم اطمینان نواوری و تکامل است. تشخیص سریع تر فرصت ها، انعطاف پذیری بیشتر در مرحله اجرای نوآوری و سهولت در انگیزش کارکنان برای فعالیت های نوآورانه اجتناب از بوروکراسی و توانایی در نطبیق با تغییرات بازار مزیت بیشتری را برای نوآوری در بنگاه های کوچک ایجاد می کنند(خنده رو و صادقی، ۱۳۹۵)

تلاش ها برای دریافتن فهمی در مورد فرایند مدیریت استراتژیک در شرکت های کوچک و متوسط با یک گفتمان غالب محدود می شود. بر مبنای این گفتمان تمام تلاش باید روی موفقیت مالی در کوتاه مدت متمرکز شود و بقا باید مد نظر قرار گیرد به جای آن که  پایداری بلند مدت  و جنبه های “استراتژیک” مهم باشد. این دیدگاه را خواست کارآفرینان  و یا عدم توانایی برای مدلسازی  فرایند پویای تعاملات داخلی در درون سازمان ها و تعاملات با محیط بیرون و مساله تبدیل به یک مساله با ریشه ای عمیق می شود.   این ایده که سازمان ها می توانند خود را موقعیت یابی کنند یا به طور استراتژیک در ساختار های “خوب” یا “بد” و یا گروه های استراتژیک کار کنند وقتی مساله زمینه SME پیش کشیده می شود دچار عیب و ایراد می شود. (مک گرگور ۱۹۹۹)

روشی که در ان شرکت های کوچک و متوسط پرورش می یابند و استراتژی ها برای ارتقا و رشد پایدار رخ می دهد، مسائل استراتژیک واقعی در بخش SME  می باشند و چیزی می باشند که بخش SME را پویا، نوآور می سازند  و محیط ان را تا حد وهم انگیز می سازد. ژولین (۱۹۹۸) در کتاب خود تاکید می کند که به طور متناقض نمایی، هر چه سازمان کوچکتر باشد، آنگاه دشوار خواهد بود تا مرزهای آن را مشخص کنیم. کسب و کار های بسیار کوچک، شامل یک یا چند نفر از افراد که معمولا اعضای یک خانواده هستند، و به طور کامل با فرهنگ و میراث خانوادگی با هم آمیخته اند و برای بررسی حسابرسی به عنوان یک خاندان محسوب می شوند. در شرکت های بزرگتر، آن ویژگی که از همه مهم تر است، اهمیت روابط با مشارکت کنندگان خارجی است(حسابداران، تامین کنندگان، مقاطعه کاران، توزیع کنندگان و غیره) این رابطه به قدری اهمیت دارد که دشوار است که بتوان واحد تصمیم گیری را مکان یابی نمود، به خصوص وقتی شرکت سطح بالایی به یک سفارش دهنده وابسته باشد.

به عنوان یک نتیجه از تحلیل فرایند فرمولاسیون استراتژی، مهم تری خواسته های استراتژیک برای بخش شرکت های کوچک و متوسط  عبارتند از(ساندو، ۱۹۹۷) :

  • به طور علمی پایدار بودن، پیشنهاد دادن یک تحلیل دقیق از اهداف بنگاه و واقع بینی[۱] ضروری:
  • استفاده صحیح از فرصت های بازار آنهم به طور کامل
  • برای ایجاد تناسب بین شایستگی ها و منابع
  • برای شرکت جستن در سطح پذیرفتنی از ریسک هم برای منظر منابع شرکت و همچنین سبک مدیریتی کارآفرین
  • مناسب بودن برای فرهنگ سازمانی و مناسب بودن برای سیستم ارزش های کارآفرین

آدام اسمیت در قرن ۱۹ عقیده داشت که انسان ها می توانند تصمیمات عقلایی بگیرند که به حداکثر شدن منافعشان در هر شرایطی منجر می شود. در ادامه نظریه پردازان مدرن استراتژی مانند مایکل پورتر مفاهیمی مانند حداکثر سازی سود و رقابت را در ساختار و تکنیک های استراتژی وارد کردند و این کار به گسترش فعلیت های استراتژیک تجویزی منجر شد. (لینچ، ۱۳۹۷،ص ۵۵)

استراتژی شرکت باید روشن  و دقیق باشد. طرح ریزی ضعیف استراتژی منابع را به هدر خواهد داد و طرح ها و فرایند های اجرایی را با شکست مواجه خواهد ساخت. اجرای ضعیف منتج از استراتژی ضعیف خواهد بود.

تدوین و اجرای استراتژی مشکل است به این جهت که آن ها  بستگی به اطلاعات نیروهای صنعت رقبا و قابلیت های سازمان خواهد داشت. تلاش های مربوط به تدوین و اجرا در صورت اتکا به اطلاعات اشتباه بی نتیجه خواهد بود.

داده ها و اطلاعات اشتباه هم در بازار وجود دارند و وظیفه مدیران غربال کردن اطلاعات موجود و یافتن هسته اصلی اطلاعات واقعی ای است که هدایت گر تصمیمات استراتژیک هستند. بهترین بودن کار ساده ای نیست. اتخاذ تصممیات استراتژیک نامناسب بر مبنای اطلاعات نادرست نشان گر کاستی و ضعف مدیریتی است. (ریبنیاک، ۱۳۹۵، صص ۹۰-۹۱)

برنامه ریزی عبارت است از فرایند تعیین هدف و انتخاب راه، روش یا ویسله جهت تامین این هدف . اصولا سازمان طبق دو نوع برنامه ادراه می شود: برنامه های استراتژیک که اهداف کلی سازمان را مشخص می کنند و برنامه های عملیاتی  که شرح تفصیلی یا دستورالعمل های اجرایی برنامه های استراتژیک هستند که در قالب سیاست های روزمره مشخص می شوند.  برنامه ریزی استراتژیک شامل روش های منظم ، اهداف روشن و پروسه های لازم برای شناسایی وظایف  و دستیابی به اهداف سازمانی است. برنامه ریزی استراتژیک به عنوان ئیکی از وظایف اساسی مدیریت یک سازمان در نظر گرفتهه شده است که با ارائه هدف تعیین جهت کرده  و تضمین می کند که منابعی که در دسترس هستند متناسب با زمان و مکان برای دستیابی به اهداف مناسب هستند. (جعفری نیا و راجی، ۱۳۹۶)

هگل می گوید: تاریخ جهان قاضی جهان است. یعنی آنچه بر اثر فعالیت فکری و یدی (کار) بر جهان ی گذرد، در عین حال به مثابه حکمی است که درباره جهان صادر می شود و اعتبار زمانه را مشخص می کند. هگل بدین ترتیب تصور می کند با فلسفهه خود فقط واقعیت را توصیف می کند و در گفتار خود آن را منعکس می سازد، نه این که مثل پیشنیان دیالکتیک را فقط به عنوان روشی فلسفه به کار برده باشد. چون هگل به دیالکتیک واقعیت اعتقاد دارد، توصیف این واقعیت نیز ضرورتا دیالکتیکی می شود.(مجتهدی، ۱۳۷۷، صص ۷۸-۷۹)

منبع:

خنده رو، نرگس. صادقی. تورج. (۱۳۹۵). بررسی تاثیر عوامل کلیدی بازاریابی در موفقیت شرکت های کوچک و متوسط فن آوری محور. مدیریت بازاریابی. شماره ۳۲ . دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات. صص ۱۰۳-۱۱۹

جعفری نیا، سعید. راجی، سامان. (۱۳۹۶). اجرای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی در سازمان ها؛ چالش ها و راهکارها. اولین همایش بین المللی و سومین همایش ملی پژوهش های مدیریت و علوم انسانی. دانشگاه تهران

مجتدی، کریم. (۱۳۷۷).  درباره هگل و فلسفه او. مجموعه مقالات. نشر امیرکبیر.

[۱] realism

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *